میدونم که کم کار بودم ولی درگیر سیاست (چشمک) و از این حرفا بودیم ولی بگم از کارین خانوم که دیگه همه چی میگه
-استعداد شگرفی در یادگیری و خوندن شعرها داره هرچی براش میخونم بعد از دو سه بار میخونه
مامان بیا جیش دارم
ستاره آی ستاره
ا ی زنبور طلایی
آهای آهای ای گرگه
یه روز یه آقا خرگوشه
نگاه کن اون خرسه رو
عمو زنجیر باف
عروسک من چشماتو وا کن
جوجه جوجه طلایی
شکما قلمبه شد سلمبه شد
کی بود که گفت ماتینگا
آی قصه قصه قصه قصه نون و پنیر و پسته
-شبها موقع خواب گیر میده قصه بگو سوژه رو هم مشخص میکنه مثلا خرگوشه و لاک پشته
- ماشینمون رو می شناسه بار اول و دوم باورم نشد تشخیص میده فکر کردم به خاطر رنگش یا شانسی یه چیزی گفته اما دفعه سوم بغلم نشسته بود داشتم رانندگی میکردم یهو گفت مگانه ؟ انقدر تعجب کردم زدم بغل و لهش کردم باهوش من ماشینا رو تشخیص نمیدم تو از کجا فهمیدی این مگانه
- سرماخورده بودم گفتم مامان میشه اذیتم نکنی مریضم گفت مریضی ؟ بریم دکتر؟
-رفته بودیم خونه خاله افسانه عکسای عروسی خاله رو دیده میگه افسانه مجتبی
عکس جوونی های مامان شوکت رو هم نشون میده میگه مامان شوکته؟ یعنی عمرا بشه عکس جوونی مامان شوکت رو دید و فهمید کیه !
-یک ماهی هست جیشش رو میگه بعضی وقتا هم فراموش میکنه و میریزه ولی بیشتر وقتها میگه جیش دارم و شلوارش رو در میاره و سرپا یا در لگن رفع حاجت می نماید (به جز شبها و ددر که پوشکه )
-هی به ماها نقش های مختلف میده مثلا هیو میگه تو بابایی ؟ من میگم پس تو هم مهیاری بعد میگم اسمت چیه میگه مهیار میگم ریشت کو میگه حموم!
-هی ابتکار به خرج میده اسباب بازی ها رو جابجا میکنه سر این روی تن اون عروسکها در کلاه ماشینا رو پشت هم قطار میکنه و دودو چی چی خلاصه بچه م خلاقه!
- توهم داره چند وقت هی میگفت مجتبی میزنه صورتت چرا زخمه مجتبی کرده خلاصه رفتم مهد و اصلا مجتبایی وجود نداره؟
- هی سئوال میکنه : هر کی در بزنه زنگ بزنه میپرسه کی بود ؟ هی وسایل مختلف رو میگیره و میپرسه این چیه ؟ و ده بار پشت سرهم من میگم موبایله دوباره میگه این چیه؟